حسرت

از اوج بروج حق سردار قيام آمد
بر شوق سماع جان، انوار امام آمد
طاغوت نگونسر شد با خاک برابر شد
شمشير اناالحق چون بيرون ز نيام آمد
آن پير پيام آور بت بر کن ولا گستر
بر گستره اي لبريز از خون و قيام آمد
گفتا که من آن بحرم کارام نمي گيرد
در مسلک بيداران آرام، خرام آمد
عنبر چکد از نامش، سر مقدم اقدامش
بر لحظه سرمستان اکسير دوام آمد
پيک خبر بهمن سرداد به هر برزن
کاي منتظران خيزيد، خيزيد امام آمد
کربلا يادآور جانفشاني بزرگ مردي است که روح بلندش در قفس خاکي تن نمي گنجيد .. براستي اگر امام حسين(ع) و شهداي کربلا نبودند، ما چه بوديم؟؟؟
آري دلم از دست همه گرفته است از تمام کساني که از دفاع مقدس همه چيز مي دانند الا جنگ .
از شهيد دوستان شهيد کُش ،از تمام کساني که نا کسند ،از عارفان بي معرفت، از عالمان که عادل
نيستند .از عارفاني که عاشق نيستند ،از عاشقاني که خالص نيستند،از مخلصاني که بسيجي نيستند،
از بسيجي نماياني که جاهلند، از شعور داران بي شعور، از حسين پرستان حسين نشناس، از حسين
دوستان زينب آزار ،از بلبلاني که طوطي وار مي خوانند، از تمام کساني که به کربلا مي روند ،اما کربلاي
نيستد،از عروسي هاي شب عاشورا ، از از چشمان نامحرم نواز ،از گوشهاي که کرهاي مصطفي هستند،
از ناآگاهان جسور، از آگاهان ترسو،....
آري دلم از دست همه گرفته ، از طلبه هاي که طالب نيستند، از دانشجوياني که دانش جو نيستند،
از صورت هاي که بوم نقاشي هستند،از تمام آنهاي که شهدا را در موزه گذارده اند، از زنان مرد صفت ،
از مردان زن صفت ، از آنانکه بي حجابند ، از آنان که خود حجابند،از آنان که از آب زلال آب مي خورند و از
آب گل آلود نان، از آنان که بازي مي دهند و از آنان که بازي ميخورند.......
از بازي ها
از بازي ها
از بازي ها

مهرباني را در کودکي يافتم که آبنباتش را در درياچه نمک انداخت تا شيرين شود.
آن قدر براي غربت يک دانه موي سفيدم غصه خوردم که تمام موهايم سفيد شد.
مغز کوچکش در فضاي جمجه اش لق ميزد.
مغزم روي شعله هاي دلم - که براي قلبم مي سوخت - کباب شد.
بيچاره آن خروسي که باصداي ساعت شماطه دار از خواب بيدار مي شود.
هميشه غمگين ترين لحظات را عزيزترين کسانمان به ما هديه مي کنند.
حيف که گرسنگي شکم با کلمات شيرين بر طرف نمي شود.
سالهاست که کاممان را به حقيقت هاي تلخ شيرين مي کنيم .
سگها بهزحمت لطف و احسان زياد را تحمل ميکنند و انسان خيلي کمتر از آنها.
شجاعت پس از احتياط يکي از شرايط مهم سعادت است.
کسيکه شاد و خندان است هميشه وسيله شادي و خنده را پيدا ميکند.
ما ندرتأ در باره آنچه که داريم فکر ميکنيم، درحاليکه پيوسته در انديشه چيزهائي هستيم که نداريم.
ما همواره سعي ميکنيم خود را از الم برهانيم، اما تمام مساعي ما جز بهيک نتيجه منجر نميشود و آن اين است که دردهاي خود را تغيير دهيم.
مردان بزرگ مانند عقاب هستند و آشيانه خود را روي قله بلند تنهائي ميسازند.
مردم فرومايه از اشتباهات و لغزشهاي اشخاص بزرگ لذت فراوان ميبرند
ما يه تريلي ارادت داريم خدمت شما . خاليش کن................تريلي بعدي تو راهه....؟![]()
